از دیدگاه امام خمینی (ره) فرهنگ اساس سعادت یا شقاوت یک ملت است و رستگاری هر جامعه از راه اصلاح و احیاء فرهنگی امکان‌پذیر است. از نگاه امام فرهنگ دارای دو ساحت اصلی است. نخست بُعد فردی فرهنگ که با انسان و سعادت او ارتباط دارد و دیگری بُعد اجتماعی فرهنگ که در عرصة حیات اجتماعی انسان‌ها حضور دارد. به هر روی با این نگاه فرهنگ موضوعی است ویژة انسان و ارتباطی وثیق با هدایت و تربیت او دارد. از نگاه ایشان فرهنگ سازنده و پیشرو در حوزه‌های فردی و اجتماعی سبب هدایت انسان‌ها و جامعه و تربیت الهی هر دو خواهد شد. ایشان با توجه به هر دو بُعد فردی و اجتماعی فرهنگ، تأثیراتی عمیق بر هر دو ساحت فرهنگ اسلامی – ایرانی گذاشته‌اند، به گونه‌ای که الگوی تحول فرهنگی ایران پس از انقلاب اسلامی می‌تواند به تنهایی موضوع تحقیقی جامع و فراگیر باشد. ایشان در بُعد فردی مسائل فرهنگی
استقلال اقتصادی از آن حیث که زمینه مناسب رشد و تعالی انسان و طرح آرمان های متعالی اسلامی را در سطح جهانی، فراهم می آورد، همیشه مورد توجه حضرت امام(ره) بوده است، به طوری که نیل به آن را به قیمت تحمل سختی ها و مرارت های بسیار تکلیف شرعی ـ ملّی ملت و دولت، معرفی می نمایند:«مردم وفادار و انقلابی کشورمان برای به دست آوردن استقلال واقعی و رسیدن به خودکفایی، خیلی بیش از اینها آماده صبر و فداکاری هستند و من مطمئنم که ملت عزیز ایران یک لحظه استقلال و عزّت خود را با هزار سال زندگی در ناز و نعمت ولی وابسته به اجانب و بیگانگان معاوضه نمی کنند».23نکته قابل توجّه آن که، اقتصاد در بینش امام(ره) نهایتا ابزاری مفید و کارآمد است که به هیچ وجه جنبه «زیربنایی»24 پیدا نمی کند، لذا آرمان اقتصادی انقلاب اسلامی وصول به حالتی است که در آن بر اساس «توحید» ـ که زیر بنا را تشکیل می
  «عدالت اقتصادی» به زعم حضرت امام(ره) به تعدیل کل ساختار اقتصادی در جامعه منجر می شود به طوری که همگان به حقوق اقتصادی شرعی ـ قانونی خود می رسند و «گردن کلفت ها» دیگر نمی توانند به بهانه های مختلف مردم را استثمار کرده، برای خود «زندگی اشرافی» ترتیب دهند:«اسلام است که جلو منافع شخصی را می گیرد. اسلام است که نمی گذارد این گردن کلفت ها زندگی اشرافی بکنند... اسلام تعدیل می کند».19به تعبیر ساده تر، حکومت اسلامی بر پایه «عدالت» استوار است و این نکته ملهم از اندیشه ناب اسلامی است که رهبران را مکلّف می سازد تا خود را در سطح ضعفای جامعه قرار داده، و حقوق مستضعفین را از اغنیا بستانند تا بدین ترتیب بین افراد مختلف جامعه فاصله طبقاتی کشنده ایجاد نشود.20 امام خمینی(ره) که رهرو صادق حضرت علی(ع) بودند با تمسک به همین اصول است که می فر
سیاست مطلوب از دیدگاه امام(ره) آن است که بتواند، سرانجام «صلح و دوستی» را در فضای داخلی و حتی جهانی، حاکم سازد. لذا مشاهده می شود که حضرت امام(ره) آرمان بلندی هم چون «تحقّق صلح جهانی» را هدف غایی انقلاب اسلامی مطرح می سازند:«ما صلح می خواهیم، ما با همه مردم دنیا صلح می خواهیم باشیم. ما می خواهیم مسالمت با همه دنیا داشته باشیم».7البته روش نیل به این هدف را امام(ره) با وضوح تمام برای کلیه دولت های جهانی تشریح می نماید تا ادعای فوق حمل بر ضعف و سستی و یا محافظه کاری دست اندرکاران انقلاب اسلامی در ایران نگردد. لذا می بینیم که ایشان شعار «نه ظلم می کنیم و نه مظلوم واقع می شویم»8 را سرلوحه برنامه سیاسی انقلاب قرار داده، با تأکید بر رسالت الهی «حمایت از مظلومان» اظهار می دارند که در پی ایجاد یک فضای مسالمت آمیز با ملل اسلامی9 و تمامی مرد
X